روزمرگی یک دختر سر به هوا       

          

من از همان ابتدا اعتقادی به پیروزی نداشتم. تنها این را میدانستم که اگر چنین چیزی با دادن قربانیان بیشمار قابل دستیابی هم باشد، نمی تواند این قربانی ها را توجیه کند. ولی در میان همه ی دوستانم تنها کسی بودم که چنین می اندیشیدم. آن فریادهای پیروزی پیش از نخستین شلیک، آن تقسیم غنایم پیش از نخستین نبرد، اغلب مرا به تردید می انداخت که آیا من دیوانه ای بودم میان همه ی آن عاقلان یا گرفتار هوشیاری ترسناکی در میان مستی آنان.

اشتفان تسوایگ


برچسبـهـ ـا : Book
♥ سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 20:7 توسط پاندا: